محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

921

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

شير پرنيان سياه كرده همچون شيرى دوخته بر سر نيزه بر آويخته كه باد اندر او شدى از دور چون شير سياه نمودى اندر هوا بر سر نيزه ، و آن روز فتح روزى با هيبت بود و با سهم . بو مسلم گفت پس من دانستم كه اين لون سياه هيبت و سهم آرد اندر دلهاى مردمان . » س 21 : ص و صب : و ديگر خواست كه آن پير زن درويش و يتيم را توانگر كند چون اين مردمان باز اين پير زن شدند . دانست كه چنان گاو نيافتند و ايشان را گفت به دو هزار درم دهم . ايشان باز بر موسى آمدند و گفتند بود كه موسى از خداى پيامى آورد به گاوى ديگر . بيامدند گفتند : * ( ادْعُ لَنا رَبَّكَ . . . 2 : 69 ) * فا و فب : ندارد . ص 338 س 4 : ص و صب : * ( لا شِيَةَ فِيها 2 : 71 ) * . هيچ گونه ديگر نيست به رنگ زردى گفتند درست اين گاو است و اندر اخبار تفسير ايدون است كه آن زن گفتا من اين را به شما فروشم بدان شرط كه شما اين را بكشيد و پوست او بياهنجيد و پر از زر كنيد . س 25 : ص و صب : و خداى عزّ و جلّ گفت قوله تعالى : * ( كَذلِكَ يُحْيِ الله الْمَوْتى . . . 2 : 73 ) * فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 339 س 10 : ص : آيهء * ( « وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » 2 : 74 ) * ندارد . ص 340 عنوان : ص : خبر موسى و الخضر عليهما السلام . س 16 : ص و صب : و اختلاف اندر خضر كردند . . . فب : ندارد اين بخش را هم . فا : خبر موسى و خضر . ص 341 س 9 : ص و صب : و ايدون روايت كنند از بعضى علما كه او بنده‌اى بود از بندگان خداى ، او را بسيار علم داد چون لقمان الحكيم . س 23 : ص و صب : و هر دو اندر اين جهان خداى را عزّ و جلّ مىپرستند يكى اندر دريا ، و يكى اندر بيابان . فب : ندارد اين بخش را . ص 342 س 6 : ص و صب : و اندر نسب خضر اختلاف است گروهى گفتند از فرزندان يهود ابن يعقوب است . س 22 : ص و صب : چاه از دست او بيرون كردند و او را گفتند و ابراهيم با خصمان پيش اين ذو القرنين